محمد رضا لاهورى

69

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )

قوله : تا زراندوديت از ره نفكند * تا خيال كج ترا چَه نفكند اين بيت به منزلهء مبتداست و بيت ثانى به منزلهء خبر و قصهء نخچير كه از كليله بيان مىفرمايند . نظر آن است كه خيال كج تو را در چاه اندازد ؛ چنانچه خرگوش شير را در چاه انداخت . قوله : در كليله خوانده باشى ليك آن * قشر افسانه بوَد نى مغز جان « 1 » اشارت به آن است كه ، ما آن قصه را به مقاصد صوفيه ، به مباحث اهل كلام مطابق مىدهيم . جواب گفتن شير نخچيران را . . . الخ قوله : گوش من لا يُلدغ المؤمن شنيد * قول پيغمبر « 2 » به جان و دل گزيد [ اشارت است به ] : « لا يلدغ المؤمن جحر مرّتين . » « 3 » ترجيح نهادن نخچير توكل را بر جهد و اكتساب قوله : [ جمله گفتند اى حكيم با خبر ] * الْحذر دَعْ ليس يُغنى عنْ قدر اين كلام مأخوذ است از كلام حضرت على بن ابى طالب - رضى اللّه عنه - حيث قال : « اذا دخل القدر بطل الحذر . « 4 » » ترجيح نهادن شير . . . الخ قوله : گفت پيغمبر « 5 » به آواز بلند * با توكّل زانوى اشتر ببند

--> ( 1 ) دفتر چهارم ، بيت 2203 . ( 2 ) در نسخهء ق : پيغامبر . ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 9 . « مؤمن از آشيانهء حشرهء موذى ، دو بار گزيده نمىشود . » ( 4 ) نك : پيشين ؛ ص 10 [ با اندكى تفاوت ] . « چون قدر داخل شد ، احتياط تباه گشت . » ( 5 ) در نسخهء ق : پيغامبر .